جانا
با جان چه کند آن
که تمنای تو دارد
یک باخته دل در تب
سیمای تو دارد
با یک مژه بر هم زدنت
شور به پا کن
حالا که دلم حسرت
غوغای تو دارد
ما را در سایت 1941 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146
ما را در سایت 1941 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133
جانا
دوستت دارم را قُرص و محکم می خواستم
پدر مادر دار...
از همان هایی که بوی عشق های قدیمی می دهد...
مزه چای زعفران ...
در استکان های کمر باریک...
نُقل پهلو...
از همان هایی که...
مزه اش می ماند زیر دندان...
می نشیند ته ته دلت ...
برای همیشه ...
ما را در سایت 1941 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 138
جانا
آدم ها می گذرند
آدم ها از چشم هایم می گذرند
و سایه ی یکایکشان
بر اعماق قلبم می افتد
مگر می شود
از این همه آدم
یکی تو نباشی
لابد من نمی شناسمت
وگرنه بعضی از این چشم ها
این گونه که می درخشند
می توانند چشم های تو باشند....
ما را در سایت 1941 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 102
جانا
بـــاران
خـیال توست
مـی آید ... شـدید می شود ... صـورتم را خیــس می کند ...
بـــاران
آمـدن توست
همه را عاشـق می کند ...
بـــاران
نگــاه توست
زیرش که باشی تــب می کنی ...
بـــاران
پیـــراهن توست
بویـش تا مدت ها همه را دیــوانه می کند ...
بـــاران
داغ توست
سیــگار می خواهد ...
بـــاران ...
بگـــذریم ...
بـــاران گـریه من که نیست
بـند می آیــد ...!!
ما را در سایت 1941 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 164